تبليغاتX
رنگ خیال - فیلمی از عباس کیارستمی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
مردمان ده ما کات را می فهمند

  

         

 

سرفصل 3- شماها عمده فروشین ، ماها خرد فروش ( زن روسپی )

 

     ديالوگ زن خياباني رو به مانيا  ( شماها عمده فروشين ، ماها خرده فروش ، و تكرار آن كه بد مي گم شماها عمده فروشيد ماها   خرده فروش ) اشاره مستقيم و بسيار تاكيدي است از سوي فيلم ساز به نگاه بارداري كه همواره از سوي مردان به زنان وجود دارد و اين كه جايگاه واقعي آنان كجاست . چرا زنان جهان بيش از نيمي وقتشان را در آشپزخانه و رختخواب مي گذرانند و چرا اين نسبت با توجه با آمار مردان بسيار كمتر است .

آيا زنان در نشان دادن آن چهره زنانه خويش به مردان ناتوانند ؟

زنان خود در اين نوع ديده شدن و اين كه همواره پذيرنده اند( مي توانيد بخوانيد مفعول ) چقدر سهيم هستند ؟

اگربه تعبیر فیلم، زنان در خانه ها و در محيط امن و در معيت مردان و در چارچوب خانواده عمده فروشاني اند در مالكيت مرد ...

آيا اين گفته از زبان زن خياباني اندكي شبهه ناك نيست ؟

مانيا اكبري در مقابل گفتگوهاي زن خياباني مقاومت مي كند. اما درست در شرائطي مشابه در سكانسي ديگر خود و دوستش را متهم به آويزاني يعني همان چيزي كه عقيده و يا فلسفه زن خياباني بود مي نمايد  به شكل بسيار جسورانه اي به اين نوع نگاه مردان به زنان و حتي زنان به زنان اعتراض مي كند.

(رفتم باشگاه ، رفتم باشگاه ، زنيكه مدير يه باشگاس برگشته به من مي گه... گنده كنين ...رو هم  گنده كنين ، چون مرد ... و ... دوست داره.

مانيا در مقابل زن خياباني مقاومت كرده و لي به طور ناخودآگاه در ضميرش مابه ازاهاي نگاه او شكل گرفته واين نتيجه همصحبتي و شيطنت اوست براي كسب تجربه اي جديد در آن سكانسي  كه  زن خياباني  را سوار ماشين خود مي كند .

به تكرار اين ديالوگها دقت كنيم.

زن خياباني به مانيا ( شماها آويزونين بدبختا ...

مانيا به دوستش ( ماها آويزونيم، ماها بدبختيم ...

زن خياباني به مانيا ( چيه كه مثلا نياز تون رو برآورده كنه ...

مانيا به دوستش ( چه احتياجي رفته كه رفته به درك كه رفته ...

................

برای سلامتی مانیا اکبری دعا کنیم.    

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:35  توسط مانی  |