سرفصل 3- شماها عمده فروشین ، ماها خرد فروش ( زن روسپی )
ديالوگ زن خياباني رو به مانيا ( شماها عمده فروشين ، ماها خرده فروش ، و تكرار آن كه بد مي گم شماها عمده فروشيد ماها خرده فروش ) اشاره مستقيم و بسيار تاكيدي است از سوي فيلم ساز به نگاه بارداري كه همواره از سوي مردان به زنان وجود دارد و اين كه جايگاه واقعي آنان كجاست . چرا زنان جهان بيش از نيمي وقتشان را در آشپزخانه و رختخواب مي گذرانند و چرا اين نسبت با توجه با آمار مردان بسيار كمتر است .
آيا زنان در نشان دادن آن چهره زنانه خويش به مردان ناتوانند ؟
زنان خود در اين نوع ديده شدن و اين كه همواره پذيرنده اند( مي توانيد بخوانيد مفعول ) چقدر سهيم هستند ؟
اگربه تعبیر فیلم، زنان در خانه ها و در محيط امن و در معيت مردان و در چارچوب خانواده عمده فروشاني اند در مالكيت مرد ...
آيا اين گفته از زبان زن خياباني اندكي شبهه ناك نيست ؟
مانيا اكبري در مقابل گفتگوهاي زن خياباني مقاومت مي كند. اما درست در شرائطي مشابه در سكانسي ديگر خود و دوستش را متهم به آويزاني يعني همان چيزي كه عقيده و يا فلسفه زن خياباني بود مي نمايد به شكل بسيار جسورانه اي به اين نوع نگاه مردان به زنان و حتي زنان به زنان اعتراض مي كند.
(رفتم باشگاه ، رفتم باشگاه ، زنيكه مدير يه باشگاس برگشته به من مي گه... گنده كنين ...رو هم گنده كنين ، چون مرد ... و ... دوست داره.
مانيا در مقابل زن خياباني مقاومت كرده و لي به طور ناخودآگاه در ضميرش مابه ازاهاي نگاه او شكل گرفته واين نتيجه همصحبتي و شيطنت اوست براي كسب تجربه اي جديد در آن سكانسي كه زن خياباني را سوار ماشين خود مي كند .
به تكرار اين ديالوگها دقت كنيم.
زن خياباني به مانيا ( شماها آويزونين بدبختا ...
مانيا به دوستش ( ماها آويزونيم، ماها بدبختيم ...
زن خياباني به مانيا ( چيه كه مثلا نياز تون رو برآورده كنه ...
مانيا به دوستش ( چه احتياجي رفته كه رفته به درك كه رفته ...
................
برای سلامتی مانیا اکبری دعا کنیم.